چگونه کسب و کاری ایجاد کنیم که 100 سال دوام آورد؟

0
912

تصور کنید یک طراحِ محصول هستید. یک محصول جدید را طراحی کرده‌اید، ، به نام سیستم ایمنی انسان و می‌خواهید این محصول را به یک مدیر شکاک معرفی کنید. اسمش را می گذاریم “باب” فکر کنم همه ما حداقل یک باب می‌شناسیم، نه؟

باب، من یک ایده فوق العاده درباره یک نوع محصول کاملا جدید در زمینه سلامت شخصی دارم. اسمش سیستم ایمنی انسان است. نگران نباش. می دانم خیلی پیچیده است. نمی‌خواهم تو را وارد جزئیات خسته کننده کنم، فقط می‌خواهم بعضی ویژگی‌های شگفت انگیز این محصول را برایت بگویم. اول از همه، با ذکاوت از فراوانی استفاده می‌کند. او میلیون‌ها نسخه از هر جزء سازنده دارد قبل از اینکه واقعا مورد نیاز باشند، تا سپر عظیمی درمقابل رویدادهای غیرمنتظره باشد. هوشمندانه “تنوع” را نه تنها با داشتن لکوسیتها بلکه با سلول‌های B و T، سلول‌های کشنده طبیعی، آنتی‌بادی‌ها به عنوان یک اهرم کمکی به کار می‌برد.

باب می‌دانم که حوصله‌ات دارد سر می‌ر‌ود، اما گوش کن چون این جالب ترین ویژگی محصول است، این محصول کاملا تطابق پذیر است. صادقانه بگو، نظرت در مورد محصول من چیست؟ و باب ممکن است بگوید: من واقعا تلاش و پشتکارت را برای معرفی محصول تحسین می کنم.

صادقانه بگویم، این کاملا مزخرف است. به نظر می‌آید ویژگی اصلی محصول تو ناکارآمدی و پیچیدگی آن است. به تو قانون ۸۰-۲۰ را یاد نداده اند؟ تازه، تو می‌گویی این محصول مثل یک مخزن ایزوله است. بیش از حد واکنش می‌دهد، بدون اهمیت به نتیجه کارها، عمل می‌کند. و درواقع برای منفعت شخص دیگری طراحی شده است. متاسفم که این را می‌گویم، ولی فکر نمی‌کنم موفق باشد.

اولین باری که به زیست شناسی و تجارت و عمر طولانی و تاب آوری علاقه مند شدم زمانی بود که مدیرعامل یک شرکت فناوری بین المللی سوال عجیبی از من پرسید سوال این بود: چه کار باید بکنیم تا شرکتمان ۱۰۰ سال عمر کند؟ یک سوال ظاهرا ساده ولی در واقع، کمی مکارانه‌تر از آنچه فکر می‌کنید، چون الان یک شرکت متوسط دولتی آمریکایی می‌تواند یک طول عمر ۳۰ ساله را انتظار داشته باشد. این کمتر از نصف عمری است که کارمندان آن انتظار دارند از آن بهره مند شوند.

دریافتیم همان شش اصلی که در مورد سیستم ایمنی معجزه آسای انسان وجود دارد عملا بارها و بارها خود را نشان می‌دهد از فراوانی گرفته تا وابستگی به محیط. در واقع ما این اصول را نه تنها در سیستم‌های پایای زیستی بلکه از جمله خصوصیات سیستم‌های اجتماعی پایا هم دیدیم. مثل امپراطوری رم و کلیسای کاتولیک چه باور کنید چه نکنید. ما تا حوزه کسب و کار هم پیش رفتیم و دریافتیم همین خصوصیات در کسب و کارهایی که عمر طولانی داشتند نیز وجود دارد. و نبود آن‌ها را در کسب و کارهایی دیدیم که عمر کوتاهی داشتند.

بیایید اول ببینیم وقتی سیستم ایمنی یک شرکت از بین می‌رود چه می شود؟

همه ما با جریان شکست شرکت کداک آشناییم. شرکتی که در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کرد. با این حال سوال جالبتر این است: چرا فوجی فیلم — با همان محصول و همان فشارها از جانب فناوری دیجیتال– توانست باقی بماند و به رشدش ادامه دهد؟

فوجی فیلم از توانایی‌اش در زمینه شیمی علم مواد و نور برای تنوع در چند زمینه برای تولید از لوازم آرایشی گرفته تا دارو و سیستم‌های پزشکی و مواد زیستی بکار گرفت. بعضی از این تلاشها شکست خورد. اما درمجموع توانست سازگاری موفقی داشته باشد تا باقی بماند و شکوفا شود. همانطور که آقای کوموری مدیرعامل آن می گوید: این استراتژی به این دلیل موفق شد که ظرفیت بیشتری نسبت به رقبایش داشت. فوجی فیلم به این دلیل باقی ماند که اصل احتیاط تنوع و سازگاری را بکار بست.

یک آتش سوزی تنها کارخانه تولید شیر ترمز خودروی تویوتا را تماما سوزاند. تولید خودرو به ناگهان متوفق شد. چطور تویوتا توانست دوباره خودرو تولید کند؟ می توانید تصور کنید چقدر طول کشید؟ فقط پنج روز. از نداشتن هیچگونه شیر ترمز تا جبران کامل طی پنج روز. تویوتا شبکه تامین کننده هایش را طوری سازمان داد که می توانست خیلی سریع و راحت با همه تامین کننده ها کار کند تا هدف تولید را تغییر دهد، نبود ظرفیت تولید شیر ترمز را پر کند و دوباره تولید خودرو را راه بیندازد. تویوتا اصل تغییرپذیری شبکه تامین کننده وابستگی به یک سیستم منسجم و فراوانی کارکردی را بکار بست تا بتواند ظرفیت فعلی را به شکلی ملایم تغییر جهت بدهد.

الان معمولا وقتی به کسب و کار فکر می کنیم، چیزی بکار می بریم که من اسمش را “تفکر مکانیکی” گذاشتم هدف تعیین می کنیم، مشکلات را تحلیل می کنیم، برنامه می‌ریزیم و به آن پایبند می مانیم، و بیش از هر چیز دیگری روی کارامدی و عملکرد کوتاه مدت تاکید داریم حرف را اشتباه برداشت نکنید این یک راه به شدت کاربردی و موثر برای چالشهای نسبتا ساده است در محیطهای نسبتا ثابت. این روشی است که باب — و احتمالا خیلی از ما، از جمله خودم — بیشتر مسائل کاری روزانه مان را با آن حل می کنیم.

اما شرایط پویاتر و پیش بینی ناپذیرتری که هر روز بیشتر با آن روبرو هستیم چه؟ به نظر من علاوه بر تفکر مکانیکی ما الان باید هنر تفکر زیستی را کسب کنیم. به عبارت دیگر، ما باید ملایم تر و ظریف تر فکر کنیم درباره اینکه چه وقت و چطور میتوانیم شرایط پیچیده و پیش بینی ناپذیر را، شکل دهیم، نه کنترل کنیم. مثل تفاوت بین پرت کردن یک توپ و آزاد کردن یک پرنده است.

خب، نظرتان چیست؟ کمی غیرکاربردی و نظری است. اصلا. هر شرکت کوچک کارآفرینی به طور طبیعی به صورت زیستی فکر و عمل می کند. چرا؟ چون منابع لازم را برای شکل دادن زوری به محیط در اختیار ندارد.

بیایید از تفکر صرف درباره عملکرد کوتاه مدت دست برداریم هر شرکتی که من می شناسم وقت زیادی را صرف تفکر درباره مساله استراتژی اصلی می کند: بازی رقابتی ما چقدر خوب است؟ بعلاوه، بیایید دومین سوال زیستی را هم که به همان اندازه مهم است، در نظر بگیریم: این بازی تا کی طول می کشد؟

برگرفته شده از: https://www.ted.com/talks/martin_reeves_how_to_build_a_business_that_lasts_100_years/transcript?language=fa#t-1512

ثبت پاسخ

Please enter your comment!
Please enter your name here